تبلیغات
هستی نیوز - مطالب مهر 1390

هستی نیوز

هستی نیوز

شنبه 30 مهر 1390

رحیمی در مراسم تقدیر از صادرکنندگان نمونه:
کسانی که حمایت دولت از بخش خصوصی را قبول ندارند یا جاهلند یا خائن

خبرگزاری فارس: معاون اول رییس‌جمهور گفت: در بخش صادرات غیر نفتی دولت پشتیبان بخش خصوصی است و آنهایی که این را باور ندارند و در این راه اخلال می‌کنند یا قصد خیانت دارند و یا جاهل هستند.

خبرگزاری فارس: کسانی که حمایت دولت از بخش خصوصی را قبول ندارند یا جاهلند یا خائن

به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور طی سخنانی در نوزدهمین سالروز تجدید از صادرکنندگان با اشاره به اهمیت صادرات در اقتصاد کشور گفت که اهمیت صادرات در اقتصاد کشور و حتی فراتر از آن امری غیرقابل انکار است.

وی صادرات را اساس و محور اقتصاد دانست و تأکید کرد: بی‌توجهی به صادرات، بی‌توجهی به مسائل کشور است.

معاون اول رئیس جمهور همچنین گفت: آنانی که صادرات را کم یا بی‌اهمیت تلقی می‌کنند غافل از مصالح و منافع کشور هستند که اگر این کارشان آگاهانه باشد خیانت است و یا اینکه اگر از روی جهل باشد از خداوند می‌خواهیم که آنها به فهم برسند.

رحیمی با بیان اینکه امروز را باید روز ملی صادرات و غیرت ملی نام بگذاریم تصریح کرد که صادرات نجات‌بخش اقتصاد کشور است.

معاون اول رئیس جمهور در ادامه سخنان خود درباره وضعیت فعلی کشور نیز یادآور شد: با هدایت‌های امام راحل انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و به دودمان‌های پی‌در پی 2500 ساله شاهنشاهی و وابستگی خاتمه داده شد و اما از همان روز تا بحال شاهد خصومت دشمنان با نظام بوده‌ایم که باید ببینیم چرا اینگونه بوده است.

رحیمی در همین زمینه متذکر شد: هر طوری که مدارا کردیم آنها راه خصومت را در پی گرفتند بنابراین غربی‌ها نمی‌خواهند با ما آشتی کنند.

وی با اشاره به خواست ایران برای دوستی با همه ملت‌ها بجز رژیم غاصب صهیونیستی خاطر نشان کرد: دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هر بار به یک بهانه‌ای کشور ما را تحریم می‌کنند و امروز شاهدیم که داستان موهوم ترور را طراحی کردند و این در حالی مطرح می‌شود که در کشور ما 3 دانشمند هسته‌ای توسط رژیم غاصب صهیونیستی ترور شد اما آب از آب تکان نخورد.

وی در همین زمینه افزود: اما در بحث سازمان ملل نیز شاهدیم که مدیریت این سازمان بین‌المللی در دست یکی دو کشور بیشتر نیست ولی به نام کل جهان است.

معاون اول رئیس جمهور با تأکید بر اینکه از اول انقلاب آنها جنگ را به ملت ایران تحمیل کردند و بعد از آن نیز شاهد شدیدترین تحریم‌ها بوده‌ایم و امروز نیز ظاهرا می‌خواهند تحریم‌ها را افزایش دهند، گفت:
همه این پیشرفت‌های جمهوری اسلامی ایران در شرایط تحریم بوده است.

وی افزود: این مملکت متعلق به همه ما است و این منصب‌ها به عنوان آقایی، سیادت و صدارت نیست بلکه منصب نوکری است بنابراین همه ما باید یک‌دل و یک دست با هم این بار را به مقصد برسانیم.

رحیمی صادرات غیر نفتی در کشور بدون اتفاق نظر بخش خصوصی و دولتی را غیر ممکن دانست و متذکر شد: در بخش صادرات غیر نفتی دولت پشتیبان بخش خصوصی است و آنهایی که این را باور ندارند و در این راه اخلال می‌کنند یا قصد خیانت دارند و یا جاهل هستند.

وی خطاب به بهمنی رئیس کل بانک مرکزی نیز تأکید کرد: اولویت اول ما صادرات است و بودجه اختصاص داده شده برای این بخش کم است که باید افزایش پیدا کند.

معاون اول رئیس‌جمهور همچنین با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر اولویت‌بندی کارها متذکر شد:‌ وقتی که صادرات غیر نفتی نجات‌بخش اقتصاد ما است پس باید اولویت اول ما بخش صادرات غیر نفتی باشد.

معاون اول رئیس جمهور تأکید کرد: ما دنبال ریاضت اقتصادی که الان در کشورهای اروپایی مطرح است نیستیم و در آستانه شدیدترین تحریم‌ها می‌خواهیم مردممان در رفاه باشند.

رحیمی با تأکید بر لزوم هموار کردن راه برای صادرات غیر نفتی خاطر نشان کرد: راسل اندیشمند غربی در سالهای دور گفته که 70 درصد از ثروت جهان در آمریکا و 30 درصد مابقی در سایر نقاط جهان است که از این 70 درصد نیز 80 درصد متعلق به 6 درصد یهودی است و این یعنی تعداد محدودی از آواره‌های جهان که خداوند آنها را مورد نفرین قرار داده جمع شده و لابی‌هایی را درست کرده‌اند و بقیه را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهند که ما باید با صادرات غیر نفی به جنگ به آنها برویم چرا که الان توپ و تانک ما جبهه صادرات غیر نفتی است.

وی با اشاره به لزوم حضور نمایندگان صادرکنندگان در جلسات دولت خطاب به غضنفری گفت که ما از ایشان می خواهیم در هر جلسه ما حداقل 5- 6 نفر از صادرکنندگان حضور یافته و حرف‌هایشان را مطرح کنند.

معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به دشمنی مستکبران با نظام جمهوری اسلامی ایران در خصوص مدیریت سازمان ملل یادآور شد: هیچ کس در هیچ دوره‌ای به اندازه این آقایی که در سازمان ملل انتخاب کرده‌اند برای آنها نوکری نکرده است چرا که این فرد انتخاب ملت‌ها نیست بلکه انتخاب جمعی است که پول دادند یعنی انتخاب آن 6 درصدی است که اقتصاد جهان را در دست دارند.

رحیمی با بیان اینکه ما باید اقتصاد جهان را به وسیله صادرکنندگانمان از دست این 6 درصد بیرون کنیم، خاطر نشان کرد: هر تصمیمی که بدون حضور صادرکنندگان اتخاذ شود آن تصمیم به درد نمی‌خورد بنابراین یک جلسه از دولت را اختصاص می‌دهیم به نمایندگان صادرکنندگان تا آنها در حضور رئیس‌جمهور و دولتمردان حرفشان را مطرح کنند.

وی افزایش توان صندوق توسعه صادرات و تضمین صادرات را قطعی دانست و گفت این موضوع باید تصویب شود.

معاون اول رئیس‌جمهور همچنین گفت: در سفرهای خارجی رئیس‌جمهور و بنده و سایر وزرا تقاضا دارم که برخی از برادران و خواهرانی که با آن کشور مناسباتی دارند حضور یابند.

رحیمی با بیان اینکه در این دوره و مقطع با توجه به شرایط کار در کشورهای همسایه باید در اولویت قرار گیرد، گفت که اگر هدفی باشد میزان صادرات غیر نفتی از 45 میلیارد تجاوز خواهد کرد.

وی همچنین در قسمت پایانی سخن خود تأکید کرد: از تأخیری که در پرداخت جوایز صادرکنندگان نمونه پیش آمد عذرخواهی می‌کنم.
بر اساس این گزارش در این مراسم 44 نفر از صادرکنندگان نمونه تجلیل شدند.
انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000668

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    فرمانده عملیات تجسس و نجات دریایی استان بوشهر:
    4 غواص از کشتی مغروق به عمق 72 متری اعزام شدند

    خبرگزاری فارس: مدیرکل بنادر و دریانوردی و فرمانده عملیات تجسس و نجات دریایی استان بوشهر با بیان اینکه چهار غواص از کشتی مغروق به عمق 72 متری اعزام شدند، گفت: هنوز امید خود را برای زنده ماندن تعدادی از مفقودان از دست نداده‌ایم.

    خبرگزاری فارس: 4 غواص از کشتی مغروق به عمق 72 متری اعزام شدند

    محمد راستاد لحظاتی پیش در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در عسلویه اظهار داشت: چهار غواص از افراد نجات یافته شناور مغروق نیز به عملیات امداد و نجات پیوسته‌اند و هم اکنون در عمق 72 متری برای یافتن و نجات مصدومان فعالیت می‌کنند.
    وی افزود: این غواصان به منظور تسریع در عملیات به عمق 72 متری اعزام شده‌اند و انتظار داریم تا ساعتی دیگر خبر قطعی از سرنوشت مفقودان حادثه به دست بیاوریم.
    مدیرکل دریانوردی استان بوشهر خاطرنشان کرد: دو بالگرد جدید و یک شناور ناجی نیز به عملیات اعزام شده‌اند و تمام امکانات و تجهیزات خود را برای نجات مفقودان بسیج کرد‌ه‌ایم.
    راستاد در ارتباط با وضعیت احتمالی مفقودان گفت: هنوز امید خود برای زنده ماندن تعدادی از مفقودان را از دست نداده‌ایم و عملیات با شتاب بیشتری ادامه دارد.
    انتهای پیام/و20



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000695

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    رضا سعیدی پور
    بازگشت تیم ملی تیراندازی ایران از مسابقات آسیایی

    خبرگزاری فارس:

    .



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000467

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    مراسم خداحافظی سفیر ایران در توکیو

    خبرگزاری فارس: در پایان ماموریت سید عباس عراقچی سفیر ایران در توکیو جمع زیادی از مقامات ژاپنی حضور یافته و در خصوص روابط دوجانبه به ایراد سخنرانی پرداختند.

    خبرگزاری فارس: مراسم خداحافظی سفیر ایران در توکیو

    به گزارش خبرگزاری فارس، در آستانه پایان ماموریت سیدعباس عراقچی سفیر کشورمان در توکیو، مهمانی رسمی در محل اقامتگاه سفیر جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

    در این برنامه شمار زیادی از مقامات محلی از جمله "فوکودا" نخست وزیر اسبق ژاپن، "اوکادا" وزیر خارجه سابق، بیش از 10 تن از نمایندگان پارلمان، "هامادا" معاون وزیر امور خارجه و جمعی از مدیران آن وزارتخانه، "اکادا" معاون وزارت اقتصاد، بازرگانی و صنایع، رئیس سازمان توسعه تجارت ژاپن، روسا و مدیران شرکت‌های بزرگ نفتی و تجاری، اساتید دانشگاه، هنرمندان، اصحاب رسانه‌، روسای انجمن‌های غیردولتی و مردم نهاد و جمعی از سفرا و دیپلمات‌های مقیم ژاپن شرکت کردند.

    در این ضیافت هامادا معاون فعلی وزیر خارجه ژاپن و اوکادا وزیر خارجه سابق و همچنین از اعضاء شورای سیاستگذاری و مشاور ارشد حزب دموکرات ژاپن در ارتباط با روابط دوجانبه جمهوری اسلامی ایران و ژاپن به ایراد سخنرانی پرداختند.
     
    معاون وزیر خارجه ژاپن ضمن اشاره به فعالیت‌ها و اقداماتی که از سوی سفارت جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های اخیر انجام شده، تلاش‌های مذکور را بسیار مهم توصیف کرد و اظهار داشت: در سایه این تلاش‌ها همواره مناسبات دو کشور علی‌رغم مشکلات و موانع موجود در سطح مطلوبی قرار داشته است و این موضوع برای هر دو کشور حائز اهمیت می‌باشد.

    وی نقش سفیر کشورمان در دستیابی به این موارد را مورد اشاره قرار داد و با اشاره به تحرکات دیپلماتیک بین دو کشور در سال‌های اخیر، اوج این تحرکات را ملاقات رئیس جمهور کشورمان با نخست وزیر ژاپن در رم و نیز سفر رئیس مجلس شورای اسلامی کشورمان به توکیو پس از یک وقفه بیست و پنج ساله دانست.

    حضور فعال نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در توکیو طی سال های اخیر به ویژه کمک‌رسانی در پی زلزله و سونامی 11 مارس 2011 در ژاپن از جمله موضوعاتی بود که از منظر دولت و ملت ژاپن دور نمانده و از ایفای نقش موثر جمهوری اسلامی ایران در این زمینه تقدیر شد.

    در ارتباط با ابتکارات سفارت جمهوری اسلامی ایران در زمینه ارسال کمک به مناطق آسیب دیده، حضور سفیر در این مناطق و گفت‌وگو با مردم آسیب دیده، سه نوبت توزیع غذای گرم در بین آنان، حضور همسران دیپلمات‌های ایرانی در مناطق آسیب دیده، اهدای تابلوی نقاشی همسر سفیر به شهرداری یاماداماچی، ارسال نقاشی کودکان ایرانی به منظور اعلام همدردی با آسیب دیدگان حوادث اخیر، تداوم حضور دیپلمات‌های جمهوری اسلامی ایران در توکیو علی‌رغم مشکلات ناشی از بحران نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما و در زمانی که اکثر سفارتخانه‌ها تعطیل شده بودند و ... قدردانی و اعلام شد که این اقدامات از نظر دولت و مردم ژاپن دور نخواهد ماند.

    اوکادا وزیر خارجه سابق ژاپن در اظهارات خود، روابط دوجانبه جمهوری اسلامی ایران و ژاپن را حائز اهمیت توصیف و اعلام کرد: در مدت تصدی سمت وزیر خارجه تلاش‌های زیادی برای ارتقای هر چه بیشتر سطح مناسبات دو کشور صورت داده که نقش عراقچی در ایجاد زمینه لازم در این خصوص بسیار تاثیرگذار بوده است.

    وی تأکید کرد که علی‌رغم وجود برخی موانع، هرگز از ادامه تلاش فروگذار نشده و این موضوع برای مدیریت روابط دو کشور حائز اهمیت فراوان است.
     
    عراقچی سفیر کشورمان نیز طی سخنانی موفقیت‌های کسب شده را مرهون همکاری صمیمانه مقامات مختلف وزارت خارجه محل، دوستان ژاپنی در سازمان‌ها و نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی توصیف کرد.

    وی ضمن اشاره به سابقه طولانی مناسبات فیمابین، روابط دو کشور در قالب تعاملات فرهنگی و تجاری را مربوط به بیش از 2000 سال قبل و از طریق جاده ابریشم دانست که آثار آن در موزه‌های ژاپن مشهود است.

    سفیر ایران ادامه داد: روابط رسمی دیپلماتیک دو کشور نیز از حدود 80 سال قبل آغاز شده و همواره مناسبات دو کشور در سطح مطلوبی قرار داشته است. مهم‌تر این که علی‌رغم وجود فراز و نشیب‌های مختلف، طرفین تلاش کرده‌اند تا مناسبات دو کشور در سطح مناسب حفظ شود و اگر مانعی در روابط طرفین ایجاد شده، این امر مربوط به طرف ثالث بوده و دو کشور در ایجاد آن نقشی نداشته‌اند.

    انتهای پیام/خ



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000682

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    قرآن و سبک زندگی/۴
    «حرکت آیه‌ای» نخستین مرحله برای رسیدن به حکمت است

    خبرگزاری فارس: عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: برای رسیدن به قله نهایی انسانیت که قرآن از آن به عنوان «حکمت» یاد می‌کند، نخستین مرحله «حرکت آیه‌ای» است.

    خبرگزاری فارس: «حرکت آیه‌ای» نخستین مرحله برای رسیدن به حکمت است

    حجت‌الاسلام والمسلمین «محمد علی مهدوی‌راد» عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار آئین و اندیشه فارس در ارتباط با ارائه سبک زندگی قرآنی ابراز داشت: باید توجه داشت که قرآن مجید برخلاف سایر کتاب های آسمانی، کتاب زندگی به معنای آمیخته به فضا و حرکت در زندگی است کتاب‌های پیشین برای هدایت بشر نازل شده بودند و تمام آنها به صورت یک‌جا بر پیامبر اکرم(ص) عرضه شد.
    وی تصریح کرد: قرآن در طول 23 سال، گام به گام برای حضرت رسول (ص) نازل شد به این معنا که گام به گام، پیامبر اکرم (ص) جامعه را در مسیر هدایت قرار داده و آن را پیش می‌بردند که آیات قرآن در همین راستا برای نجات انسان‌ها از بحران‌ها و مشکلات نازل شده است.

    * مجموعه‌ای از ارزش‌ها مبتنی بر حرکت و پویایی متن جامعه در قرآن نهفته است

    این استاد دانشگاه افزود: برخی از متفکران اجتماعی‌اندیش معتقدند مفسر یا مؤمنی که می‌خواهد به قرآن مراجعه و از آن بهره ببرد تا در کوران مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصاد قرار نگیرد، نمی‌تواند آیات قرآن را درک کند چرا که قرآن اساسا کتابی است که برای دگرسانی مجموعه‌ای از ارزش‌ها در ضمن حرکت و پویایی به متن اجتماع آمده است.
    وی با اشاره به نهادینه شدن ارزش‌های دینی و الهی گفت: نهادینه سازی ارزش‌ها بدین معناست که در قالب مجموعه قوانین و مقررات و ساختن انسان مؤمن بر اساس این ارزش‌ها تا جایی که در عمل هیچ شرایط خاص و اوضاع حاشیه‌ای نتواند در او اثر کند لذا اگر انسان بر پایه قواعد و مقرراتی که قرار است حرکت خویش را آغاز کند نباید چیزی جز، آنها در فکر و ذهن او باشد.
    حجت‌الاسلام مهدوی‌راد در ادامه سخنان خود به بیان آیه‌ای از قرآن کریم پرداخت و اظهار داشت: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا» اینکه برای کلمه «أُمِّیِّ» لفظ بی‌سواد را به کار می‌بردند هنوز به لحاظ واژه‌شناسی ثابت نشده است که به معنای بی‌سواد باشد لذا جامعه «أُمِّیِّ» جامعه‌ای است که فرهنگ عمیق و ژرفی ندارد گر چه آنها در «ضَلَالٍ مُّبِینٍ» باشند چرا که ضلال مبین، گمراهی روان و آشکاری است.
    وی تصریح کرد: برخی گفته‌اند جامعه «امی» یعنی جامعه بدون کتاب، جامعه‌ای که قوانین و مقررات مدونی ندارد بنابراین، خداوند سبحان حضرت رسول (ص) را در چنین جامعه‌ای مبعوث کرده است و بعثت یک حرکت و انگیزشی است که نخست از ورود خود پیامبر (ص) آغاز شده و ایشان را متحول می‌کند سپس به دگرگونی جامعه می‌پردازد.
    عضو هیئت علمی دانشکده علوم حدیث با تاکید بر این که صریح آیات قرآن پیامبر (ص) را الگو و اسوه‌ای برای انسان‌ها معرفی می‌کند ما نیز در جامعه‌سازی و حرکت به سوی قله نهایی که قرآن کریم آن را «حکمت» می‌نامد باید کاری را انجام دهیم که حضرت رسول (ص) انجام می‌دهند.

    * قرآن «قانون نامه‌ای» است که انسان مؤمن وظیفه دارد به آن عمل کند

    وی ابراز داشت: اولین حرکت، «حرکت آیه‌ای» نام دارد: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ» آیه همان چراغ‌های سبز و قرمزی است که در این دنیا وجود دارد به دیگر معنا بشر در مسیری قرار گرفته است که یک مرتبه چندین راه، در پیش روی وی قرار می‌گیرد که انتخاب را برای انسان سخت می‌کند لذا پیامبر (ص) فلشی را برای انسان مشخص می‌کند که بیانگر مسیر صحیح است.
    حجت‌الاسلام مهدوی‌راد، «تزکیه» را از دیگر مراحلی دانست که انسان‌ها در جهت‌گیری قرآنی باید به آن توجه کنند و اضافه کرد: تزکیه مجموعه‌ای از ارزش‌های هنجاری‌ شایسته ‌شأن، عظمت، کرامت و هویت انسان را معرفی می‌کند لذا انسان در این مرحله، مجموعه ارزش‌های ناهنجار را زدوده و ارزش‌های خوب را جایگزین آن می‌کند.
    وی خاطرنشان کرد: در تاریخ تربیت اجتماعی همواره بیان می‌‌شود که تمام حرکت‌های نادرست، ضد ارزش‌ها و تربیت‌های سوء، زمانی به وجود می‌آیند که خلائی وجود داشته باشد وقتی در جامعه‌ای خلا وجود نداشته باشد دشمن نمی‌تواند در آن نفوذ کند بنابراین، به صرف آنکه در جامعه‌ای خلأیی به وجود آمد دشمن از آن خلا وارد می‌شود.
    این استاد دانشگاه با اشاره به سخنی از حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه اظهار داشت: «شیاطین و وسوسه‌های آن همانند گردبادی در حرکتند که در بعضی از جاها ایستاده و در برخی از مکان‌ها حرکت می‌کنند» با توجه در این حدیث، درمی‌یابیم که این حرکت گردبادانه در جایی که خلایی وجود داشته باشد ایستاده و تأثیر خود را می‌گذارد اما مکان‌هایی که خلاء وجود ندارد نمی‌تواند به آن ورود پیدا کند این حرکت، «تزکیه‌» نام دارد.
    وی تصریح کرد: اگر این مجموعه قوانین و مقررات هنجار و نظام پیدا نکند هر فردی، تفسیری خاص از آن خواهد داشت لذا مجموعه‌ای از آنها باید در کتابی نهادینه شود «یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ» اینجاست که انسان‌ها خواهند فهمید خوبی‌ها، ارزش‌ها، نظام هستی شناسانه و نظام عملی کدام است که در قالب یک کتاب قرار می‌گیرد بنابراین، قرآن «قانون نامه‌ای» است که انسان مؤمن وظیفه دارد به آن عمل کند.
    عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه تکرار عمل، برای انسان طبیعت ثانویه در دو جهت خیر و شر می‌سازد، عنوان کرد: اگر انسان کار زشتی را در دفعات متعدد انجام دهد طبیعت دوم وی همان خواهد شد حتی زمانی که نخواهد آن کار زشت را مرتکب شود اما به صورت اوتوماتیک آن را انجام می‌دهد از این رو کار خیر نیز همین گونه است.

    *انسان حکیم، انسانی است که خداوند محور تمامی ارتباطات اوست  

    وی ادامه داد: وقتی مجموعه قوانین به صورت قانونمند مطرح شدند و انسان براساس آن عمل کرد به مرحله حکمت خواهد رسید لذا براساس آیات و روایات، فرایند نگاه دین به حکمت و انسان حکیم آن است؛ انسانی که استوار می‌اندیشد استوار سخن می‌گوید و استوار عمل می‌کند در این استوار اندیشیدن و عمل کردن به چیزی جز خدا نمی‌نگرند از این رو هر چیزی که اقتضای خدا و قانون خدا باشد همان را انجام می‌دهند.
    حجت‌الاسلام مهدوی‌راد گفت: برای زندگی الهی، انسانی و زندگی که قرآن آن را «متسوی علی سوقه» می‌نامند (استقلال در زندگی) انسان باید در زندگی از تمام تکیه‌‌گاه‌ها دل بریده و فقط به خدا اعتماد کند قرآن تعبیر لطیفی دارد؛ یهودیان و مسیحیان ادعاهایی برای خود داشتند اما قرآن می‌فرماید «یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَیْءٍ حَتَّىَ تُقِیمُواْ التَّوْرَاةَ» اى اهل کتاب تا [هنگامى که] به تورات و انجیل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نکرده‏اید بر هیچ (آیین بر حقى) نیستید.
    وی ابراز داشت: براساس این آیه اهل کتاب، زمانی درجه و مقامی خواهند داشت که تورات و انجیل را اقامه کنند یعنی قوانین و مقررات تورات و انجیل را در صفحه ذهن و زندگی عینی و متبلور کنند همچنین امام صادق(ع) فرموده‌اند: «در قرآن بسیار تأمل کنید قرآن برای ما نازل شده است به سبک ایاک أعنی و أسمعی یاجار» یعنی به در می‌گویم دیوار تو بشنو!و این بدان معناست که خداوند با ذکر قوم یهود، مسیح و کلیه اتفاقاتی که در قرآن به آنها اشاره است می‌خواهد ما را متوجه آنها کند.
    وی در پایان این گفت‌وگو تاکید کرد: اگر خواستار جامعه‌ای خوب و هویتی انسانی هستیم باید مجموعه این قوانین و مقررات قرآنی در زندگی ما عینی و متبلور شود اقتصاد، سیاست، روش‌های اجتماعی، فردی، رابطه ما با خدا و حتی رابطه ما با طبیعت باید خدایی باشد.
    انتهای پیام/ک



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900729000574

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    رئیس بخش اعصاب مرکز طبی اطفال در گفت‌وگو با فارس:
    ناتوانی در ارتباط اجتماعی و کلامی از علائم «اوتیسم» در کودکان است

    خبرگزاری فارس: رئیس بخش اعصاب مرکز طبی اطفال گفت: ناتوانی در برقراری ارتباط اجتماعی و کلامی با دیگران، از علائم «اوتیسم» یا «درخودماندگی» در کودکان است.

    خبرگزاری فارس: ناتوانی در ارتباط اجتماعی و کلامی از علائم «اوتیسم» در کودکان است

    محمود محمدی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» اختلال اوتیسم یا درخودماندگی را نوعی اختلال رشدی دانست که در آنها اشکال در برقراری ارتباط اجتماعی و کلامی فرد با دیگران و دنیای خارج وجود دارد.
     
    این فوق تخصص اعصاب کودکان با اشاره به شیوع بالاتر این اختلال در پسران و ناشناخته‌ بودن علت آن گفت: علائم این اختلال تا قبل از سه سالگی بروز می‌کند و کودکان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباط کلامی و غیرکلامی، تعاملات اجتماعی و فعالیت‌های مربوط به بازی مشکل دارند.

    وی با اشاره به رفتارهای خودآزارانه و پرخاشگری در بعضی از کودکان مبتلا به "درخودماندگی" افزود: در این افراد حرکات تکراری مانند دست زدن و پریدن، پاسخ‌های غیرعادی به افراد، دلبستگی شدید به لوازم یا مقاومت در مقابل جابجایی اشیا و تغییر دکوراسیون نیز مشاهده می‌شود.

    رئیس بخش اعصاب مرکز طبی اطفال با اظهار تأسف از تشخیص دیررس این اختلال در کودکان، تشخیص آن را از مشکلات رایج در برخورد با این کودکان دانست و اظهار داشت: تجربه و مطالعات نشان داده اند که اکثر این کودکان با مشکل دیر زبان باز کردن، اختلالات رفتاری و ارتباطی به متخصص کودکان مراجعه می کنند و این در حالی است که در برنامه آموزشی دوران دستیاری کودکان و برنامه‌های بازآموزی توجه کافی به اهمیت و روش های تشخیص زودرس این اختلالات نمی شود.

    نایب رئیس انجمن علمی اعصاب اطفال ایران با اشاره به اینکه مداخله زودرس درمانی برای این کودکان بسیار مهم و گاه سرنوشت ساز بوده و این امر در گرو تشخیص زودرس است، گفت: باید این موضوع به نحوی در برنامه‌های آموزشی رسمی و بازآموزی مدون و غیر مدون گنجانده شود.
    انتهای پیام/



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000493

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد خبر داد
    توزیع 5 میلیارد ریال بن خرید در نمایشگاه مطبوعات

    خبرگزاری فارس: مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از اختصاص 5 میلیارد ریال بن خرید مطبوعات به بازدید‌کنندگان از نمایشگاه مطبوعات امسال خبر داد.

    هجدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها
    هجدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها
    -------------------------------

    به گزارش خبرگزاری فارس، پدرام پاک‌آیین با بیان این مطلب اظهار داشت: این مبلغ برای مرحله نخست در نظر گرفته شده و در صورت استقبال مناسب اقشار مختلف مردم از نمایشگاه، قابل افزایش خواهد بود. 

    وی یادآور شد: سقف بن‌های در نظر گرفته شده برای اقشار مختلف بازدیدکنندگان نمایشگاه مطبوعات مانند دانشجویان علوم ارتباطات و طلاب حوزه‌های علمیه متفاوت خواهد بود.

    پاک‌آیین بیشترین سقف بن خرید مطبوعات را 200 هزار ریال اعلام و خاطرنشان کرد: اصحاب رسانه، دانشجویان علوم ارتباطات و طلاب حوزه‌های علمیه می‌توانند از بالاترین سقف بن برای خرید مطبوعات بهره‌مند شوند.

    هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها از سوم تا دهم آبان ماه در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) تهران برگزار می‌شود.
    انتهای پیام/



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000688

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    معرفی شهروندان نمونه تهرانی در فعالیت های توسعه فضای سبز

    خبرگزاری فارس: 22 شهروند تهرانی نمونه در فعالیت های توسعه فضای سبز همزمان با سومین نمایشگاه فصلی گل و گیاه تهران معرفی شدندو

    خبرگزاری فارس: معرفی شهروندان نمونه تهرانی در فعالیت های توسعه فضای سبز

    به گزارش خبرگزاری فارس، این شهروندان با توجه به فعالیت های چشمگیر در توسعه فضای سبز آپارتمانی و محیط زندگی خود و مشارکت فعال با مدیریت شهری در توسعه فضای سبز درون شهری منتخب شده اند.

    مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران در سخنانی در مراسم قدردانی از شهروندان نمونه تهرانی ، با اشاره به تاثیر بسزای مشارکت شهروندان در توسعه و حفظ فضای سبز درون شهری گفت: مدیریت شهری با توجه به وظایف ذاتی خود، توسعه فضای سبز درون شهری را انجام داده که مشارکت فعال شهروندان، این توسعه را سرعت می بخشد.

    "علی محمد مختاری" افزود: شهر تهران با توجه به چگونگی توسعه یافتگی آن، از کمبود سرانه هایی در حوزه فضای سبز برخوردار است که مشارکت شهروندان در توسعه و حفظ فضای سبز، می تواند محدودیت ها در زمینه فضای سبز را کمتر کند.
    انتهای پیام/



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000727

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    /جستار/
    موانع و امکانات رشد اخلاقی

    خبرگزاری فارس: انسان اخلاقی کسی است که توان مدیریت احساسات و هیجانات خود را دارد و بدون اراده و دست‌بسته تحت تاثیر درخواست‌های خوشایند درونی قرار نمی‌گیرد و هرگز نسبت به خود احساس ضعف و زبونی نمی‌کند.

    خبرگزاری فارس: موانع و امکانات رشد اخلاقی

    انسان می‌تواند و باید به سوی خدا حرکت کند و به مقام قرب او برسد، مسافت میان انسان و خدا که از آن به صراط مستقیم تعبیر شده مسافت درازی نیست.
    یک قدم بر خویش نه وآن دگر در کوی دوست.
    اما به رغم کوتاهی[1] این مسیر و برخلاف انتظار، تشخیص آن[2] و پیمودن آن با دشواری‌ها و موانعی روبرو است. امام صادق علیه‌السلام فرمودند «الصراط أدق من الشعر و أحد من السیف»؛[3] یعنی صراط مستقیم از مو باریک‌تر و از شمشیر تیزتر است، حرکت در صراط مستقیم پیمودن چنین مسیری است، در این فصل به این مطلب می‌پردازیم که چه چیزهایی مانع حرکت انسان به سوی خدا می‌شود؟ آیا می‌توان شرایطی را فرض کرد که آدمی در آن، از رسیدن به مقصد اصلی محروم شود؟ این حرکت نیاز به چه چیزهایی دارد و در چه صورت حرکت غیر ممکن می‌شود؟ دشواری‌های این حرکت چیست؟ عوامل سقوط اخلاقی انسان و موانع تکامل او کدام است؟
    ذکر این نکته مفید است که «مانع»، همیشه پیش روی «حرکت» قرار می‌گیرد، کسی که بنای حرکت ندارد، احساس تنگنا نمی‌کند و در مقابل خود مانعی نمی‌یابد، آن کس که خود را نشسته و ساکن می‌خواهد با همه سازگار است، هیچ کس را دشمن خود نمی‌بیند و احساس مزاحمتی از جانب دیگران ندارد، اما انسان هدفمندی که دغدغه رسیدن دارد و قرار است پیش رود و اوج بگیرد، احساس می‌کند که کسانی یا چیزهایی مانع، مزاحم و دشمن او هستند؛ چیزهایی که از رفتن و رسیدن او جلوگیری می‌کنند یا زمان رسیدن او را طولانی می‌گردانند یا زحمت رسیدن را بر او بیشتر می‌کنند.
    برای این حرکت هم باید راه را شناخت، هم باید انگیزه رفتن داشت و هم باید از همه توان برای طی این مسیر استفاده کرد، بنابراین جسم و ذهن و دل باید به کار گرفته شود تا انسان به مقصود خود برسد. موانعی که در این راه وجود دارد، یکی از این سه را از ما می‌گیرد، یعنی مانعیت این موانع سه گونه است، یا توان حرکت را سلب می‌کند، یا مانع شناخت درست هدف، راه یا ضرورت حرکت می‌شود که در این صورت گمراهی پدید می‌آید و یا انگیزه و شور حرکت را می‌گیرد و انسان ضمن آنکه می‌داند باید برود و توان آن را هم دارد، طراوت لازم برای رفتن را ندارد و این یا به جهت از دست رفتن توجه از راه اصلی است و یا به جهت وجود انگیزه‌های مزاحم و مشغولیت به امور دیگر، به هر حال سه گونه مانع می‌توان یافت: مانع شناختی، مانع انگیزشی و مانع رفتاری.
    پاره‌ای از موانع حرکت معنوی انسان غیر اکتسابی و غیر ارادی است، بیان این دسته از موانع نیاز به توضیح بیشتری دارد، با توجه به اینکه آفرینش، بدون تفاوت امکان‌پذیر نیست[4]، انسان به اقتضای آفرینش ویژه خود و به خاطر شرایط خاص جسمی و روحی طبعاً با محدودیت‌هایی مواجه است، بی‌شک جبرهای فراوانی پیرامون انسان را احاطه کرده است[5]، اما لابلای این هزاران جبر که انسان را فراگرفته است، اندکی اختیار به او داده شده است و به اندازه همان اندک، مکلف است.
    موجودات عالم و از جمله انسان‌ها متفاوت آفریده شده‌اند، دارایی انسان‌ها و به تبع آن، محدودیت‌هایشان هم متفاوت است. انسان‌ها گرچه همگی در اصل اختیار مشترکند، اما اختیارشان بی‌نهایت نیست، حوزه و حدود این اختیار نیز متفاوت است. یعنی آدمیان از بدو تولد با یکدیگر فرق دارند، برخی انسان‌ها محدودیت‌های کمتری دارند و برخی با موانع بیشتری روبرویند؛ یعنی پاره‌ای از موانع طبیعی و غیر اکتسابی برای رشد انسان در طبیعت او و در شرایط خاص او قرار داده شده است[6].
    شرایط تاریخی اجتماعی، شرایط جسمانی، شرایط ذهنی و روحیات وراثتی هر کدام مقداری امکان یا جبر می‌آفریند، مثلاً در شرایط تاریخی امروز، امکان ارتباط بیشتری فراهم است، به همین جهت امکان دست‌یابی به حقیقت و رشد اخلاقی افزایش یافته و مسوولیت انسان‌ها هم افزون گشته است، دست کم سه گونه مانع وراثتی می‌توان برشمرد؛ کم‌بهرگی از هوش و فهم (و کودنی)، روحیات مزاحم و شرایط جسمانی محدود کننده، هر یک از این سه، اختیار انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، کسی که عصبی مزاج، چاق، کودن، عجول یا بیش فعال آفریده شده است، نعمت اولیه محدودتری و به همان نسبت تکلیف کم‌تری دارد.
    این بهره‌های اولیه از نعمت (آگاهی‌ها، روحیه‌ها و ظرفیت‌های جسمی) و نیز بهره‌های میان راه که به صورت نعمت یا عنایت نصیب انسان می‌شود، زمینه‌ها و عوامل رشد او است که نوعاً غیر اختیاری است.
    از یک نگاه دیگر موانع رشد اخلاقی را می‌توان به درونی و بیرونی تقسیم کرد، موانع درونی موانعی است که در جان انسان حضور دارد و حتی اگر انسان را کاملا تنها فرض کنیم این موانع همراه اوست، اما موانع بیرونی موانعی هستند که انسان، بدون آن‌ها قابل فرض است.
    موانع درونی عبارتند از: جهل، هوی و عجز
    موانع بیرونی نیز چند چیز است: شیطان، دنیا، طاغوت و غیره

    موانع درونی

    هوای نفس
    عمده‌ترین مانع سعادت انسان و عامل سقوط او را باید در درون جان او جست و جو کرد، «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک» [7]، جالب توجه در آفرینش انسان این که آدمی از سویی این همه ظرفیت رشد و کمال در درون خود دارد و از سوی دیگر عمده‌ترین عامل سقوط و پستی و شقاوت را نیز در باطن خود همراه دارد، از این دشمن تاثیرگذار و عامل مهم سقوط، به هوای نفس یاد کرده‌اند، اکنون به تبیین مفهوم هوای نفس می‌پردازیم.
    در وجود انسان هم میل به کمال و گرایش به سعادت وجود دارد و هم میل به بهره‌مندی بی‌کران از لذایذ و بهره‌های مادی، با این تفاوت که میل‌های مادی و غریزی مثل میل به خوردن و خوابیدن و میل به ارتباط با جنس مخالف، معمولاً فعلیت دارند و خود به خود شکوفا می‌شوند، اما تمایلات دیگر بالقوه هستند و شکوفایی آنها در شرایط و محیط‌های خاصی فراهم خواهد شد و نیازمند تربیت و راهنمایی ویژه است.
    بی‌شک خواسته‌های انسان بسیار متنوع و متفاوت است و انسان در این دنیا نمی‌تواند به همه خواسته‌ها و آرزوهای خود برسد، زیرا معمولاً این گرایش‌ها با هم تزاحم دارند، خوردن و خوابیدن و خوش بودن، خواسته همه ما آدم‌ها است، به دست آوردن علم و آگاهی از اسرار جهان نیز خواسته ماست، این دو خواسته با هم تزاحم دارند؛ یعنی برای هم ایجاد مزاحمت می‌کنند، پی‌گیری خواسته اول مانع از خواهش دوم و پی‌گیری خواسته دوم مانع از رسیدن به آرزوی اول است، روشن است که با تن‌آسایی و خوش‌گذرانی و لذت‌جویی نه می‌توان به موفقیت بالای علمی و نه هیچ موفقیت دیگری رسید، از این جهت ناگزیر باید از دسته‌ای هواها و خواهش‌ها صرف نظر کرد.
    در چنین تزاحمی حکم قاطع عقلی، محدود ساختن لذایذ مادی و تلاش برای رسیدن به کمال و لذت معنوی است، آنان که دوراندیش و عاقل‌اند، از میان این دو دومی را برمی‌گزینند و در نهایت نیز لذت برتری را تجربه می‌کنند، اما آنان که اسیر خواهش‌های زودگذر خود هستند، نمی‌توانند از این لذایذِ ناپایدار بگذرند و از لذایذ معنوی محروم می‌مانند، بدون استثنا همه آدم‌های موفق برای موفقیت، از دسته‌ای خواسته‌ها و خوشی‌ها و لذت‌ها گذشته‌اند.
    بنابراین برای رسیدن به مقصد باید با نیروهای درونی مزاحم که ما را به امور متفرقه سرگرم می‌دارد و از توجه به حرکت منصرف می‌کند در افتاد، این نیروها در وجود همه ما انسان‌ها هست و هر روز و هر ساعت ما را به خود فرا می‌خواند، معمولاً از این نیروها به هواهای نفسانی تعبیر می‌شود، هوای نفس یعنی آنچه دلم می‌خواهد و خوشم می‌آید. [8]
    هوای نفس همان گونه که مانع رسیدن به موفقیت مادی و اجتماعی است، مانع رسیدن به مقامات معنوی و روحانی نیز می‌شود، بدون تردید برای رسیدن به کمالات معنوی و اخلاقی نیز باید رنج کشید و بر دسته‌ای از تمایلات غریزی و خواسته‌های لذت بخش دنیوی پا نهاد، در زبان احادیث از این اقدام مردانه، به جهاد اکبر یعنی تلاش بزرگ یاد شده است، مبارزه با نفس و خواسته‌های پست او مبارزه‌ای است بسیار بزرگ‌تر و سهمگین‌تر از قرار گرفتن در صحنه نبرد و در معرض ضربات شمشیر یا آتش رگبار گلوله‌ها و ترکش خمپاره‌ها و توپ‌ها، با دشمنی به مراتب خطرناک‌تر از دشمن قهار قدرتمند انسانی.
    نقطه مقابل پیروی از هواهای نفسانی قدرت کنترل خویش، مهار آرزوهای طبیعی و تسلط بر امیال و گرایش‌های مادی است، انسان اخلاقی کسی است که توان مدیریت احساسات و هیجانات خود را دارد و بدون اراده و دست بسته تحت تاثیر درخواست‌های خوشایند درونی قرار نمی‌گیرد و هرگز نسبت به خود احساس ضعف و زبونی نمی‌کند، در وجود چنین کسی عقل[9]، امیر بر هوی است نه اسیر آن[10]، از این نیرو به تقوا نیر تعبیر شده است، همچنین این مقاومت در مقابل تمایلات و کشش‌های درونی را صبر نیز نامیده‌اند، گروهی که راه رسیدن به مقصود را تشخیص داده‌اند، ولی استواری و استقامتِ در راه بودن، حرکت کردن و دشواری‌ها را به جان خریدن ندارند، به مقصد نمی‌رسند، نمونه تاریخی آن مردم کوفه‌اند، آنان با این که حقانیت امام حسین (ع) را می‌دانستند، اما به جهت دل‌بستگی به دنیا از حمایت حق سر باز زدند و از سعادت بازماندند.
    مهم‌ترین و مخرب‌ترین مصادیق پیروی از هوای نفس ارتکاب گناه است، نافرمانی خدا بزرگ‌ترین عامل سقوط معنوی انسان به شمار می‌رود، خدای متعال از باب لطف و کرم خود آنچه را که برای کمال انسان ضروری بوده، واجب و آنچه را که مانع جدی این حرکت بوده حرام اعلام کرده است، بدون شک اگر در سلوک معنوی انسان چیز دیگری تأثیر ویژه می‌داشت، همو واجب یا حرام می‌شد، به همین جهت همه مربیان بزرگ، آغاز حرکت معنوی آدمی را طاعت خدا در انجام واجبات و ترک امور حرام می‌دانند و به عنوان اولین و مهم‌ترین دستور العمل معنوی بدان تأکید دارند[11].

    جهل
    کسی که نسبت به هدف یا نسبت به قاعده و فرمول رفتن ناآگاه است یا ضرورت رفتن را نمی‌داند، هرگز به مقصد نخواهد رسید. کسی که راه حق را تشخیص نداده و تلاشی برای راهیابی نکرده است، هرچه پایدارتر و استوارتر باشد و بیشتر بکوشد در مسیر باطل پیش رفته و دور‌تر شده است «العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق لایزیده سرعة السیر الا بعدا»؛[12] «کسی که بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که در بیراهه حرکت می‌کند، سرعت حرکت او، او را دورتر می‌کند»،
    نمونه تاریخی این گروه خوارج‌اند که در مسیر باطل خود بسیار مصمم و پایدار بودند، به نظر می‌رسید که این گروه تحت تاثیر کشش‌های مادی و خواسته‌های غریزی نبوده و می‌خواستند مطابق عقل خود عمل کنند، اما از آنجا که راه درست را تشخیص نداده بودند، بهره‌ای از این مجاهدت و تلاش نصیبشان نشد.
    کسی که گمان می‌کند مقامات معنوی و روحانی با نافرمانی خدا سازگار است یا گمان می‌کند با ریاضت‌های نامشروع می‌توان به عوالم بالا راه یافت یا گمان می‌کند، بدون انجام واجبات و ترک امور حرام می‌توان به خدا رسید، هرچه بیشتر تلاش کند از مقصد دورتر می‌شود، رسیدن به مقصد عالی انسانی تابع قانون و قاعده است هرکس مطابق آن قانون عمل نکند ـ هرچند از سر ناآگاهی و غفلت باشد ـ از آن محروم می‌شود.
    جهل و هوی دو مانع عمده درونی برای حرکت معنوی است که در مقابل علم و عمل (بیداری و پایداری) قرار می‌گیرد، برای تأمین این دو نیاز مهم و رهایی از آن دو مانع سهمگین آدمی همواره محتاج توصیه است؛ «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».

    عجز
    مانع دیگر برای حرکت به سوی سعادت، ناتوانی است. کسی که توان جسمی انجام عمل صالح را ندارد، از برخی برکات محروم می‌شود، بی‌شک عبادات خاص مانند روزه و جهاد بهره‌های ویژه‌ای دارند که نصیب انسان‌های ناتوان نمی‌شود، قدرت جسمی یا فکری یا روحی انسان‌ها در حرکت به سوی مقصد عالی انسانی به آنها کمک فراوانی می‌کند، از این مطلب می‌توان نتیجه گرفت که همه انسان‌ها قابلیت رسیدن به حد اعلای کمال را ندارند، مثلاً همه نمی‌توانند مثل پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم شوند، گرچه آن مقدار از کمال که برای ما قابل دسترسی است، بسیار بیش از آن است که نوعاً تصور می‌کنیم.
    ممکن است انسان واقعاً طالب کمال باشد و انگیزه‌مندانه به سوی آن حرکت کند و موانع محیطی هیچ یک او را به خود مشغول نکند، اما زمینه‌های شناخت برای او فراهم نشود و طلبش به خاطر شرایط اجتماعی نامناسب به نتیجه نرسد، ممکن است به خاطر تاثر طبیعی که هرکس از مشاهده رفتار دیگران می‌پذیرد، از مشاهده رفتار نوع مردم گمان کند که در شرایط مطلوبی قرار گرفته و نیازی به حرکت ندارد.
    گفتیم نیروهای مزاحمی که ما را از حرکت باز می‌دارند و انرژی رفتن ما را می‌گیرند، دو دسته هستند؛ درونی و بیرونی آنچه تاکنون بیان داشتیم، همه موانع درونی حرکت بودند، اکنون به ذکر موانع بیرونی می‌پردازیم:

    موانع بیرونی (محیطی)

    مانع بیرونی مانعی است که از خارج وجود انسان به گونه‌ای بر اراده، شناخت یا رفتار او اثر منفی می‌گذارد و احتمال رسیدن وی به سعادت را پایین می‌آورد؛ یا انگیزه او را کم می‌کند یا توجه او را از بین می‌برد یا مسیر را بر او مشتبه می‌سازد یا محدودیت خارجی برای حرکت او ایجاد می‌کند، موانع خارجی بسیارند، عمده‌ترین موانع خارجی عبارت‌اند از شیطان، دنیا و طاغوت.
    محیط چگونه اثر می‌گذارد؟ تاثیر محیط خارجی بر انسان از طریق تحریک موانع درونی است، اگر انسان در درون خود قدرتمند باشد و تحت تاثیر عوامل درونی واقع نشود، هرگز عناصر بیرونی مانع حرکت او نخواهد شد، تاثیر محیط فاسد این گونه است که با تحریک مرتب انگیزه‌های مادی یا شهوت، مقاومت انسان‌های عادی که صاحب عزم و اراده بالایی نیستند را در هم می‌شکند و فکر آنها را از حرکت به سمت کمال منصرف و به دنیا جویی مشغول می‌کند.
    امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه فرموده‌اند « و لاتشغلنی عن ذکرک 1. باکثار علی من الدنیا تلهینی عجائب بهجتها و تَفتنّی زهرات زینتها 2. و لا باقلال یضر بعملی کده و یملأ صدری همّه»؛ «خدایا! مرا از یاد خود مشغول مدار با نعمت فراوان دنیوی که شگفتی سرورش مرا سرگرم کند و زیبایی آن مرا بفریبد و نیز به فقر و تنگدستی که زحمت آن به عمل من آسیب رساند و غصه‌اش قلبم را پر کند».
    از بیان امام سجاد (ع) استفاده می‌شود که ثروت یا فقر ـ به عنوان موانع بیرونی ـ‌ موجب ایجاد مشغولیت فکری و فراموش کردن هدف (قرب حق) می‌شود، تأثیر تدریجی این عوامل مخرب به گونه‌ای است که کسی مانند امام معصوم هم از آنها به خدا پناه می‌برد.

    شیطان
    شیطان عامل بیرونی شر، دشمن اوج گرفتن انسان، مانع راه کمال و سبب اخراج او از بهشت سعادت است، نحوه تاثیر شیطان بر انسان مثل سایر عوامل محیطی به صورت تحریک و اقتضا است و شیطان هرگز نمی‌تواند انسان را مجبور به شر کند، کاری که شیطان انجام می‌دهد، تزیین و وسوسه است، یعنی دنیا را در نظر انسان مرتب به زیبایی جلوه می‌دهد و فکر حرکت به سوی خدا را از ذهن و دل او خارج می‌گرداند «وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِیَ عَلَیْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِیَّ»؛[13] «آنگاه که امر خدا فرا رسید، شیطان (خطاب به بدکاران) گفت: خدا به شما وعده داد، من هم وعده دادم و خلاف آن عمل کردم، البته من بر شما سلطه‌ای نداشتم، تنها شما را فراخواندم و شما مرا اجابت کردید، پس مرا ملامت نکنید، خود را سرزنش کنید، من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید».
    شیطان با تزیین دنیا در نظر انسان و مشغول ساختن فکر، ذکر، هم و غم او بدان، او را از اهتمام به سعادت باز می‌دارد، انسان که باید مرتب به یاد حرکت خود باشد و برای آن برنامه‌ریزی و همت کند، با انصراف از یاد خدا و مشغولیت به دنیا از حرکت باز می‌ماند، «اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکرَ اللَّهِ»؛[14] «شیطان بر آنان غلبه می‌کند و آنان را از یاد خدا باز می‌دارد»،
    وقتی یاد خدا از انسان جدا شود انسان از حرکت باز می‌ماند.
    «إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ»؛[15]
    «شیطان می‌خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد، آیا شما دست برنمی‌دارید؟»، در یک معنای عام واژه شیطان بر همه اسباب شر نیز اطلاق می‌شود، به این اصطلاح انسان‌هایی که این نقش را ایفا می‌کنند، نیز شیطان وسوسه‌گر هستند، شیاطین انسی از جهت کارکرد، تفاوتی با شیاطین جنی ندارند، وسوسه می‌کنند و انسان را از یاد خدا باز می‌دارند، «الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» [16]
    نسبت نفس و شیطان با انسان چنین است که نفس مسؤول مطالبات است و شیطان مسؤول گفتگو، نفس خواهش باطل را در دل می‌کارد و شیطان بر آن لباسی فاخر می‌پوشاند، در بسیاری از موارد شیطان حقیقتی را دگرگون به نظر انسان می‌رساند تا موافقت انسان را جلب کند[17].

    دنیا
    دنیا به همه مظاهر دلربا و فریب‌های مادی اطلاق می‌شود، آنچه از امور مادی که برای انسان جذابیت دارد و انسان را به سوی خود فرامی‌خواند، انگیزه انسان را جهت می‌دهد و او را دغدغه‌مند و مشتاق می‌گرداند، دنیا است، دنیا نیز با انصراف ذهن از حرکت و قرب، مانعی برای کمال می‌شود؛ یعنی مقاومت نوع انسان‌های عادی را از بین می‌برد و با دلربایی و فریبایی، آدمی را به خود مشغول می‌سازد، انسان که باید لایه‌های وجود را بشکافد و به عوالم دیگر سفر کند، اگر با همین دنیاخواهی‌ها و مشغولیت‌ها سر کند نمی‌تواند جز حقایق مادی را درک کند، شاید نغزترین و کوتاه‌ترین وصف دنیا در این تعبیر زیبای امیر مؤمنان (ع) باشد «تغرّ و تضرّ و تمرّ»؛[18] «فریب می‌دهد، آسیب می‌رساند و می‌گذرد

    طاغوت
    طاغوت به هر عامل صاحب اختیار خارجی گفته می‌شود که با استفاده از اختیار گسترده خود دایره اختیار دیگران را در رشد و تعالی محدود می‌سازد و آنان را از مسیر هدایت باز می‌دارد، کار طاغوت، صدّ از سبیل یعنی بازداشتن از راه، یا راهزنی است و وظیفه ما مقابله با طاغوت و کفر بدان، یعنی از تحت ولایت و سرپرستی او خارج و با او درگیر شدن، «فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ [19] اطاعت از طاغوت و تسلیم بی‌قید و شرط در برابر او در زبان قرآن کریم عبودیت نامیده شده است، «والَّذینَ اجْتَنَبُوا الطّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَأَنابُوا إِلَی اللّهِ لَهُمُ الْبُشْری فَبَشِّرْ عِبادِ» [20]
    عبادت در مفهوم قرآنی، پیروی، تسلیم و اطاعت مطلق است در برابر یک قدرت واقعی یا پنداری از روی رغبت یا از سر اجبار، همراه با حسن تقدیس و ستایش معنوی یا بدون آن و توحید قرآنی درست نقطه مقابل این شرک است؛ همه این آلهه‌ها و معبودان را نفی کردن، ‌تسلیم آنان نشدن، در برابر سیطره قدرت آنان مقاومت کردن، دل از رعایت آنان بریدن و سرانجام بر نفی و طرد آنان کمر بستن و با همه وجود تسلیم خدا شدن، پیامبران الهی همواره مردم را به ستیزه و پیکار در برابر طاغوت‌ها و نفی شرک فرا می‌خواندند.

    پی نوشت‌ها:
    [1] ان الراحل الیک قریب المسافه (دعای ابوحمزه ثمالی – اقبال الاعمال ص67.)
    [2] البته با انابه به خدای متعال این راه روشن و تشخیص آن آسان می‌شود، یا من سبیله واضح للمنیبین (دعای جوشن کبیر، مصباح کفعمی، ص257)
    [3] أمالی‏صدوق ص 177 مجلس 33 و نیز کافی ج8، ص 312.
    [4] تفاوت لازمه خلقت است، یعنی آفرینش بدون اختلاف امکان‌ناپذیر است و از خدا هم سر نمی‌زند، اگر یک نقاش هنرمند بخواهد تساوی را میان نقاط سفید روی بوم خود رعایت کند و جای هیچ گله و اعتراضی برای آن نقاط باقی نگذارد، هرگز تابلوی زیبایی پدید نخواهد آورد. آفرینش یک تابلوی زیبای هنری در گرو تفاوت رنگ نقاط مختلف بوم است، در این تابلو طبعاً اعتراض نقاط سیاه که گمان می‌کنند به آنها ستمی رفته است، پذیرفته نیست و حسرت آنها که‌ ای کاش سفید بودیم سودی ندارد. زیبایی این تابلو از چشم انداز کامل آن در گروهمین است که این نقاط سیاه بر جای خود قرار داشته باشند و همین گونه باشند که هستند، اما درک این زیبایی برای آن نقطه‌های سیاه ممکن است، دشوار باشد، زیرا تابلو را نمی‌توانند کامل مشاهده و ارزیابی کنند.
    جهان چون خط و خال و چشم و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست.
    [5] مثلاً انسان نمی‌تواند پرواز کند، زیرا قانون جاذبه، جبر حاکم بر جسم انسان است، انسان نمی‌تواند یک شبه به مقامات عالی علمی روحی یا معنوی برسد زیرا قانون تدریج، جبر حاکم بر رشد انسان است، انسان در زمان و مکان تولد خود یا در انتخاب پدر و مادر خود و نیز در انسان بودن خود هیچ نقشی ندارد، حتی در اصل اختیار داشتن هم مجبور است، انسان نمی‌توانسته و نمی‌تواند مجبور باشد و به جبر مختار آفریده شده است.
    [6] اراده و اختیار ما انسان‌ها روی هم اثر می‌گذارد، مثلاً کسی می‌تواند اراده دیگری را محدود کند یا از او سلب اختیار کند زندانی کردن دیگری یا گرفتن یکی از اعضای بدن او به معنای محدود کردن اختیار است یا گرفتن اموال دیگران به معنی سلب اختیار اقتصادی از اوست، عکس آن نیز صادق است کسی می‌تواند اختیار دیگری را توسعه دهد، مثلاً با پرداخت پول یا اطلاعات و نیز اطاعت کردن از دیگران اختیار آنان بالاتر می‌رود.
    [7] از رسول اکرم، بدترین دشمن تو نفس توست که در میان دو پهلوی تو قرار دارد. (میزان الحکمه حدیث 12057)
    [8] زندگی دو جوان را با یکدیگر مقایسه کنیم؛ جوانی را در نظر بگیرید که احساس مسوولیت درس خواندن ندارد و مشغول کار مفیدی هم نیست، مقدار زیادی از زمان را در خواب و استراحت می‌گذراند، هر روز صبح (یا نزدیک ظهر) که با کسالت از خواب بر می‌خیزد، پس از خوردن و آشامیدن این برنامه‌ها را دنبال می‌کند؛ تماشای فیلم‌های سینمایی، شکستن تخمه، پی‌گیری مسابقات فوتبال و تماشای تلویزیون، شطرنج، موسیقی، قدم زدن در پارک، گفتن و خندیدن و خوش بودن، حل جدول روزنامه، بازی‌های رایانه‌ای، خواندن رمان‌های سرگرم کننده، پی‌گیری اخبار ورزشی یا احوال هنرپیشگان، مطالعه صفحه حوادث روزنامه، گشت و گذار بی‌هدف در اینترنت، پیامک یا مجلات و خلاصه سرگرمی‌های بیهوده و لهو و لعب.
    این جوان را مقایسه کنید با جوانی که بر روی پاره‌ای از تمایلات و کشش‌های نفسانی خود خط کشیده و از ارضای مطالبات غریزی و طبیعی چشم برداشته است، بخشی از وقت و نیروی خود را صرف مطالعه مفید و آشنایی با علوم و معارف می‌کند، بخشی را به ارتباطات سازنده اجتماعی می‌پردازد، بخشی را به تولید، بخشی را به مهارت افزایی، مقداری به ورزش، مقداری به حل مشکلات مردم، مقداری به آموزش دیگران و ... .
    چنین شخصی ضمن اینکه برای جامعه، انسان مفیدی است، خودش هم رشد می‌کند، بی‌شک لذتی که این شخص پس از تحمل آن محرومیت‌ها، می‌برد خیلی بیشتر است، رشد علمی، معنوی و انسانی که نصیب او شده، او را چنان متنعم و مبتهج و برخوردار می‌کند که برای او قابل وصف نیست، چه بسا این لذت برای دیگران نیز قابل درک نباشد، این جوان در زندگی هدفمند است و بنای رشد و حرکت دارد، کسی که می‌خواهد به نتیجه‌ای برسد، حاضر نمی‌شود که سرمایه گرانبهای زمان و توان را بی‌نتیجه از کف دهد، اما کسی که هدفی ندارد، احساس مانع نمی‌کند و بدون نگرانی به هر پیشنهادی جواب مساعد می‌دهد، کسی که دغدغه‌مند رسیدن است از مناظر فریبای میان راه استقبال نمی‌کند و ویترین هر مغازه رنگینی او را متوقف نمی‌سازد، اما کسی که دغدغه رسیدن ندارد اصلا نگران نیست، احساس کمبود وقت یا تنگنا نمی‌کند.
    [9] این عقل، عقل عملی است نه عقل نظری، عقل عملی به معنی اعمال عملی قوه عاقله و وقع نهادن به تشخیص آن در مقام عمل است، در نقطه مقابل عقل عملی جهل یا بی خردی و سبک‌سری قرار دارد، جهل گاهی به معنای ناآگاهی است و در مقابل علم است و گاهی معادل تبعیت از هوای نفس و در مقابل عقل است.
    [10] امام علی (ع): کم من عقل اسیر تحت هوی امیر. (نهج البلاغه حکمت 211)
    [11] کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عمل، (ص 23) هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست؛ هیچ ذکر عملی بالاتر از ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون مراقبه دائمیه صورت نمی‌گیرد. (ص 34) چنانچه طالب، صادق باشد، ترک معصیت کافی و وافی است برای تمام عمر، اگر چه هزار سال باشد. (به سوی محبوب، دستورالعمل‌ها و رهنمودهای آیه الله بهجت، ص 58)
    [12] کافی، ج1، ص43.
    [13] ابراهیم 14: 22.
    [14] مجادله 58: 19.
    [15] مائده 5: 91.
    [16] ناس 114: 5 و 6.
    [17] علامه‌طباطبایی، المیزان، ج6، ص120
    [18] نهج البلاغه، حکمت 415.
    [19] بقره2: 256.
    [20] زمر 39: 17.

    نویسنده: حجت‌الاسلام محمد عالم‌زاده نوری، مدیرگروه اخلاق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

    ادامه دارد ...

    انتهای پیام/ک



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000184

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    گزارش فارس از حاشیه و اتفاقات جشنواره فیلم رویش؛
    بحث داغ «تعریف سینمای دینی» در جشنواره رویش

    خبرگزاری فارس: جشنواره فیلم رویش در حالی روز گذشته آغاز به کار کرد که بحث داغ بر سر «تعریف سینمای دینی» در نخستین روز آن بین مخاطبان دانشجو و منتقدان گل کرده بود.

    خبرگزاری فارس: بحث داغ «تعریف سینمای دینی» در جشنواره رویش

    به گزارش خبرنگار اعزامی فارس به مشهد مقدس، فعالیت‌های هفتمین دوره جشنواره فیلم کوتاه دینی در حالی روز گذشته (جمعه) آغاز شد که هیچ مراسم افتتاحیه ویژه‌ای برای آن برگزار نشد.

    آغازگر فعالیت‌های جشنواره رویش، زیارت امام‌رضا(ع) توسط بخشی از فعالان، خبرنگاران و منتقدان حاضر در این جشنواره و آن هم در روز زیارتی امام رضا(ع) بود.

    بنابراین گزارش در نخستین جشنواره فیلم رویش 13 فیلم از جمله 5 فیلم مستند کوتاه، 4 فیلم کوتاه داستانی، و 2 فیلم انیمیشن به نمایش درآمد. همچنین ۳ فیلم «مشت آتشین» از لبنان، «سیدموسی» از ایران و «روز تلخ» از فلسطین در بخش ویژه این جشنواره موسوم به بیداری اسلامی با حضور کارگردانان آن به نمایش درآمد.

    از جمله فیلم‌هایی که در روز نخستین جشنواره مورد توجه مخاطبان قرار گرفت فیلم انیمیشن «زنی زیر یخ‌ها آواز می‌خواند»، فیلم مستند «تا مردان‌مان برقصند» و «مهرا» و فیلم کوتاه «شب اول» بود.

    * مخاطبان: برخی فیلم‌های جشنواره نه تنها دینی نیست بلکه ضددینی است!

    بنابراین گزارش فیلم‌های حاضر در شب اول این جشنواره بویژه فیلم‌های «تا مردان‌مان برقصند» و «زنی زیر یخ‌ها آواز می‌خواند» به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

    در حالی که در دو زمان مقرر شده بود تا 10 فیلم از بخش اصلی به نقد گذاشته شود اما نخستین شب جشنواره به گونه‌ای دیگر گذشت.

    شب گذشته در طبقه فوقانی سینمای آفریقای مشهد و محل برگزاری جشنواره فیلم رویش بحث داغ اما کهنه سینمای دینی گل کرد.

    این بحث از آنجا شروع شد که برخی از حضار از جمله عده‌ای از دانشجویان دانشگاه‌های مشهد اعتقاد داشتند برخی فیلم‌های جشنواره نه تنها صبغه دینی ندارند بلکه دارای شاکله‌های غیردینی هستند.

    این مناقشه تا آنجا پیش رفت که از یک طرف موجب سخن‌پراکنی‌هایی شد و از طرف دیگر بحث بر سر سینمای دینی و تعریف آن رونق گرفت.

    در این جلسه که تعدادی از دانشجویان دانشگاه مشهد به همراه میراحمد میراحسان منتقد و سیدمحمد حسینی با عنوان منتقد و مجری حضور داشتند با ارائه بخشی از سخنرانی رهبر انقلاب درباره سینمای دینی ادامه یافت.

    در این نقل قول از مقام معظم رهبری دو نکته مورد تاکید دانشجویان دانشگاه مشهد واقع شد؛ 1- ورود ارزش‌های دینی با عریض آن به فیلم‌سازی و 2- آن که فیلم‌ها با ارزش‌های غربی و غیر اسلامی همراه نباشد.

    دانشجویان دانشگاه‌های مشهد معتقد بودند برخی فیلم‌های حاضر در این جشنواره نه تنها مبلغ ارزش‌های اسلامی نیست بلکه مبلغ مبانی غربی چون فمینیسم و یا مبلغ پلورالیسم هستند.

    * بحث داغ تعریف سینمای دینی از سینمای پاک تا سینمای اسلامی

    در این جلسه که بین سیدمحمد حسینی و میراحمد میراحسان درگیری لفظی نامناسبی صورت گرفته بود، حسینی گفت: بحث اینجا بر سر تالیف سینمای دینی است و این تعریف در 30 سال گذشته به نتیجه واحد نرسیده است.

    وی با بیان این که عده‌ای اجازه طرح سوال درباره بازتعریف سینمای دینی را نمی‌دهند از این امر انتقاد کرد اما میراحسان با رد این ادعا عنوان کرد تعریف سینمای دینی در جای خود باید صورت بگیرد.

    میراحسان افزود:‌ همان عرض عریض ارزش‌های دینی می‌تواند مبنای هر کار و اثر دینی باشد.

    وی در ادامه با اشاره به تاریخچه سینمای جهان به تاریخچه مبحث سینمای دینی گفت: شجاعت و دیگر ارزش‌های اخلاقی مقدم بر دین است. لذا می‌توان گفت: اثری که تاثیر ناب و پاک در انسان داشته باشد می‌تواند اثر دینی باشد.

    در این جلسه که حجت‌الاسلام محمودی از کارشناسان حوزه علمیه قم نیز حضور داشت وی با رد تعریف سینمای دینی ارائه شده توسط میراحسان گفت: این تعریف ناقص است.

    محمودی تاکید کرد: نگاه کردن به دریا می‌تواند اثر دینی هم داشته باشد. اما دریا فی‌ذاته امری دینی نیست.

    این استاد حوزه‌های علمیه ادامه داد: اثر دینی یک تعریف دارد و برداشت دینی و معنوی تعریف دیگری دارد و آقای میراحسان بین این دو امر خلط مبحث کرده‌اند و بین سینمای دینی، سینمای معنوی و سینمای اسلامی تفاوت‌های بسیاری وجود دارد.

    در دومین روز جشنواره فیلم رویش، امروز 16 فیلم در بخش اصلی و 4 فیلم در بخش بیداری اسلامی به نمایش درمی‌آید که از جمله آنها فیلم «18 روز در مصر» است که به انقلاب اخیر مردم مصر می‌پردازد.

    جلسات نقد و بررسی فیلم‌های بخش اصلی و نشست‌های سینمای دینی در حاشیه این جشنواره برگزار می‌شود.
    انتهای پیام/ا



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000618

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    پس از بیش از دو دهه سرانجام رأی صادر شد
    محکومیت 3 پزشک برزیلی پیوند اعضا به ارتکاب قتل

    خبرگزاری فارس: هیئت منصفه دادگاهی در برزیل 3 پزشک برزیلی را به اتهام قتل 4 بیمار با برداشتن اعضای آنها برای پیوند به دیگری محکوم کرد.

    خبرگزاری فارس: محکومیت 3 پزشک برزیلی پیوند اعضا به ارتکاب قتل

    به گزارش خبرگزاری فارس، بر اساس رأی دادگاه رویی ساکارامنتو و پدرو تورسیلاس و ماریانو فیوره هر کدام به 17 سال و 6 ماه حبس محکوم شده اند.
    به نوشته آسوشیتدپرس ساکرامنتو و تورسیلاس متهم به قتل با برداشتن هر دو کلیه یک بیمار هستند.
     
    فیوره یک متخصص اعصاب متهم به همدستی در قتل با اعلام مرگ مغزی بیماران و صدور اجازه برداشت اعضا شده اند.

    پزشک متخصص اعصاب دیگری نیز که متهم این پرونده بود سال گذشته جان باخته است.

    با شنیدن حکم صادره ساکرامنتو بیهوش شده و اعضای خانواده محکومان شروع به گریه و درآغوش کشیدن یکدیگر کردند.

    این پرونده را که مقامها آن را بسیار پیچیده خوانده بودند 25 سال طول کشید تا منتهی به صدور رأی شود.
    سیستم قضایی برزیل به کند بودن و تأخیر چندین ساله در پرونده های پیچیده معروف است.

    این پرونده نخستین بار در 16 دسامبر 1986 و زمانی مطرح شد که رئیس یک دانشکده پزشکی متوجه شد یک بیمارستان پیوند اعضا پیوند کلیه ای را انجام داده که انتظارش را نداشته است.

    وی با بررسی‌های بعدی متوجه برخی ناهماهنگی‌ها در اسناد و مدارک شد و پس از ارجاع موضوع به کمیسیون حرفه ای پزشکی پرونده به پلیس و مقامهای قضایی سپرده شد.

    ۲ دریافت کننده اعضا اعتراف کرده اند که 41 هزار دلار را برای پیوند در یک کلینیک خصوصی گرانقیمت پرداخت کرده اند.
    انتهای پیام/
     



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000717

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    قلعه‌نویی:
    تراکتورسازی تیم بدشانسی است

    خبرگزاری فارس: سرمربی تیم تراکتورسازی تبریز گفت: تیم تراکتورسازی تیم بدشانسی به نظر می‌رسد.

    خبرگزاری فارس: تراکتورسازی تیم بدشانسی است

    امیر قلعه‌نویی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبریز اظهار داشت:  تیم ما از 20 موقعیت گل خود تنها دو گل را وارد دروازه حریفان کرد اما تیم‌های رقیب از حداقل حمله خود در مقابل ما استفاده برده و موفق به گلزنی می‌شوند.
    وی افزود: من طرفدار بازی‌های هجومی هستم و از بازی تیم تراکتورسازی مقابل سایپا نیز رضایت دارم اما باید ساختار دفاعی خود را تقویت کنیم.
    سرمربی تیم تراکتورسازی با رضایت از عملکرد دروازه‌بان تیمش مقابل سایپا بیان کرد: فروزان در بازی مقابل سایپا مرا امیدوار کرد و گل اولی که تراکتورسازی دریافت داشت به دلیل لیز خوردن فروزان بود و من از عملکرد دروازه‌بان تیم تراکتور در مقابل سایپا رضایت دارم.
     
    رضایت از تیم داوری
    قلعه‌نویی، از تیم داوری بازی تیم تراکتورسازی با سایپا به دلیل مدیریت بازی و اجرای قوانین تشکر کرده و در مورد 40 ثانیه‌ای که داور زودتر سوت پایان بازی را به صدا درآورد، گفت: حتی اگر بازی 40 دقیقه نیز ادامه داشت تیم ما موفق به گلزنی نمی‌شد زیرا شانس با تیم ما یار نبود.
     
    فشار روی دروازه حریف
    قلعه‌نویی با تمجید از بازی تیمش در نیم ساعت آخر تصریح کرد: در 30 دقیقه پایانی ما فشار بی‌امانی را روی دروازه حریف وارد ساختیم  و صاحب موقعیت‌های فراوانی نیز شدیم اما نتوانستیم به پیروزی دست یابیم.
    وی افزود: در ضد حملات از تیم سایپا گل دریافت کردیم و من بابت این تک امتیاز به تیم سایپا که تیم جوانی بوده و مربی جوانی نیز دارد، تبریک می‌گویم.

    تشخیص حضور بازیکنان در ترکیب با من است نه تماشاگر
    سرمربی تیم تراکتورسازی در مورد اعتراض تماشاگران که خواهان حضور آرفی به جای علیزاده بود، گفت: من به نظر تماشاگران تیم تراکتورسازی احترام می‌گذارم اما تشخیص حضور بازیکنان در ترکیب تیم با مربی است نه تماشاگر.
    وی ادامه داد: مربی تیم در طول هفته از میزان آمادگی بازیکنان باخبر بوده و انتخاب وی بر اساس تمرینات و تاکتیک تیم است.
    وی افزود: من در استقلال نیز برای تعویض عنایتی تحت فشار بودم اما نظر خود را به هیچ‌کس نداده و در مورد علیزاده نیز معتقد هستم که وی تمام تلاش خود را برای موفقیت تراکتورسازی کرد.
    قلعه‌نویی با عنوان اینکه تیمش در حال حاضر در مکان دوم جدول قرار دارد، از تماشاگران پرطرفدار این تیم خواست که صبور باشند.
    تیم تراکتورسازی تبریز عصر روز گذشته در بازی مقابل سایپا در تبریز با نتیجه 2 بر 2 متوقف شد، این تیم در حال حاضر با 20 امتیاز  بعد از نفت تهران 22 امتیازی در رده دوم جدول قرار دارد.
    احتمال دارد بعد از بازی تیم‌های استقلال تهران با ذوب آهن اصفهان و صبای قم با شهرداری تبریز در  رتبه تراکتورسازی تغییراتی حاصل شود.
    انتهای پیام/ح20



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000661

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    دارا:
    هیچ عذری در کم کاری برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی با تذکر اخیر رهبری قابل قبول نیست

    خبرگزاری فارس: مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم گفت: در بحث کرسی‌های آزاد اندیشی باید فعالانه‌تر و قوی‌تر وارد شویم، جرا که پس از تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری به خصوص تذکر اخیر ایشان هیچ عذری پذیرفته نخواهد بود.

    خبرگزاری فارس: هیچ عذری در کم کاری برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی با تذکر اخیر رهبری قابل قبول نیست

    به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، جلیل دارا مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم در بازدید از دانشگاه سیستان و بلوچستان و در جلسه شورای فرهنگی این دانشگاه گفت: شورای فرهنگی در هر دانشگاه مرجعی برای سیاست گزاری‌های کلان فرهنگی آن دانشگاه است.

    وی با تأکید بر برنامه‌های راهبردی معاونت فرهنگی افزود: شورای فرهنگی دانشگاه این برنامه راهبردی را ملاک برنامه ریزی و خط مشی فرهنگی قرار دهد.

    مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم به جایگاه اثرگزار دانشگاه سیستان و بلوچستان در آن استان اشاره کرد و گفت: دانشگاه سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از دانشگاه‌های ممتاز کشور می‌تواند در سطح استان اثر گزاری فرهنگی مطلوبی را از خود داشته باشد و این امر در شورای فرهنگی استان محسوس‌تر خواهد بود.

    وی خاطر نشان کرد: استفاده از آراء و نظرات دانشجویان نباید فقط محدود به این چنین جلسات و نشست‌هایی باشد بلکه مسئولین دانشگاه‌ها با تعامل و ارتباط قوی‌تر دانشجویان را به شرکت در فعالیت‌های گوناگون و استفاده از ایده‌های آنان ترغیب کنند.

    دارا با اشاره به ابلاغ آیین‌نامه  شورای تعامل و تبادل توسط وزیر علوم افزود: ابلاغ این آیین‌نامه نشان از تأکید وزیر علوم به این مسئله دارد و ما از دانشگاه‌ها می‌خواهیم این شورا را جدی‌تر و محکم‌تر برگزار کنند.

    وی خاطر نشان کرد: در بحث کرسی‌های آزاد اندیشی باید فعالانه تر و قوی تر وارد شویم، جرا که پس از تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری به خصوص تذکر اخیر ایشان هیچ عذری پذیرفته نخواهد بود.

    مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم تأکید کرد: در انجام فعالیت‌های فرهنگی باید سلایق مختلف را در نظر گرفت و تنگ نظری نداشت اگرچه خطوط قرمز ما مشخص است و بررعایت آنها تأکید داریم.

    وی اضافه کرد: آنچه در دانشگاه‌ها و مخصوصاً دانشگاه سیستان و بلوچستان باید صورت بگیرد بصیرت افزایی و ارائه معرفت دینی است تا دانشگاهیان ما را در مقابل آسیب‌ها و عرفان‌های کاذب و انحرافات دیگر مصون بدارد.
    انتهای پیام/



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000705

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    فاجعه سرخپوستان آمریکا-7
    تنبیه کردن همه سرخ‌پوستان به قصاص جنایت یک یا چند نفر توسط سفیدپوستان

    خبرگزاری فارس: سفیدپوستان برای قصاص سرخپوستانی که مرتکب جنایتی شده بودن تمام سرخپوستان قبیله را تنبیه می‌کردند.

    خبرگزاری فارس: تنبیه کردن همه سرخ‌پوستان به قصاص جنایت یک یا چند نفر توسط سفیدپوستان

    به گزارش فارس، نسل کشی سرخ پوستان و مالکان اصلی سرزمین آمریکا از جمله داستانهای دردناک و البته مهجور تاریخ است. این اتفاق که از آن بعنوان بزرگترین و طولانی ترین نسل کشی تاریخ یاد می‌شود منجر به کشتار وسیع سرخ پوستان و جایگزینی مهاجمین سفید پوست در این سرزمین ها شده است. در این اتفاق، سفیدها مردان متمدنی تصویر می شوند که قرار است وحشی‌های سرخ پوست و بی‌خبر از همه جا را رام کرده و به آنها تمدن یاد دهند که گاهی هم به دلیل حمله آنها به سفیدپوستان متمدن آنها ناگزیر می شوند از خودشان دفاع کنند. این تمام داستانی است که ما از این اتفاق مهم تاریخ سراغ داریم.

    به هر حال خبرگزاری فارس بر آن است تا با پرداختن به این اتفاق تاریخی آن را از مهجوریت خارج نماید.
    اثر زیر کتاب «فاجعه سرخ پوستان آمریکا» یا «دلم را به خاک بسپار» نوشته دی براون و ترجمه محمد قاضی است که انتشارات خوارزمی آن را منتشر کرده است و خبرگزاری فارس آن را بصورت سلسله‌وار منتشر می‌کند.

    * جنگ سخت سربازان آمریکایی با سرخ‌پوستان

    حرف تلخ «آندرو مابریک» که سانتی‌ها را از جا در برده بود دمی بود که آتش عصیان شعله‌ور در نهاد زاغچه را تیز کرد. او سال‌ها کوشیده بود که به قراردادهائی که پذیرفته بود احترام بگذارد و از اندرزهای سفیدپوستان پیروی کند و قوم خود را با عقل و متانت بر راه دشواری که در پیش داشت راه ببرد. حال، این احساس به او دست داده بود که همه این کارها بیهوده بوده است. قوم خودش اعتماد و ایمانی را که به شخص او داشت از دست می‌داد و ملامتش می‌کرد و گناه تیره‌روزی خود را به گردن او می‌انداخت و حتی عمال دولتی و سوداگران از او روی می‌گرداندند. در آغاز تابستان، طایفه «مدوکانتون» زاغچه را متهم کرده بودند به اینکه به ایشان خیانت کرده و با امضای قراردادهایی زمین‌هایشان را به سفیدپوستان واگذاشته است. آنان یکی دیگر از روسا به نام «مرغ ماهیخوار» را به جای زاغچه انتخاب کرده بودند تا در نزد عمال دولت سخنگوی قوم باشد. اگر زاغچه توفیق می‌یافت به اینکه گالبریث و سوادگران را متقاعد سازد که به قومش خواربار بدهند بار دیگر سر به اطاعتش فرود می‌آوردند اما بدبختانه تیر او در این راه به سنگ خورده بود.
    در زمان‌های قدیم‌تر، زاغچه می‌توانست با اقدام به جنگ، بار دیگر احترام از دست رفته را به عنوان رئیس قبیله بازیابد، اما قراردادهای منعقد، او را از ابراز هرگونه خصومتی چه نسبت به سفیدپوستان و چه نسبت به قبایل دیگر باز می‌داشت و او متعجب بود از اینکه چگونه ممکن است آمریکاییان آن قدر از صلح و آشتی بین خود و سرخ‌پوستان و بین قبایل مختلف سرخ‌پوست دم بزنند و حال آنکه خودشان در جنگی وحشتناک با یکدیگر (آبی‌پوشان و خاکی‌پوشان) چنان سخت درگیر بشوند که بقدر کافی پول برای پرداخت طلب ناچیز قوم سانتی نداشته باشند. زاغچه می‌دانست که برخی از جنگجویان جوان قبیله‌اش آشکارا دم از جنگ با سفیدپوستان می‌زنند بدین منطور که ایشان را از دره «مینسوتا» برانند و می گفتند که برای این کار وقت بسیار مساعدی را انتخاب کرده‌اند زیرا عده کثیری از سربازان آبی‌پوش به جنگ سربازان خاکی‌پوش رفته‌اند. زاغچه، این حرف‌ها را بچگانه می‌دانست چون به مشرق سفر کرده بود و از نیروی فوق‌العاده آمریکاییان آگاهی داشت. آنان مانند مور و ملخ در همه جا فراوان بودند و دشمنان خود را به وسیله توپ‌های عظیمی که آتش از دهانه‌شان با غریو رعد بیرون می‌جست نابود می‌کردند. بنابراین جنگ با سفیدپوستان به عقیده او قابل تصور نبود.
    روز یکشنبه 17 اوت، زاغچه در مراسم مذهبی کلیسای «اپیسکوپال» واقع در نزدیکی مرکز بخش حضور یافت و به موعظه پدر روحانی، «ساموئل هینمن» کشیش گوش داد. در پایان مراسم، دست مؤمنان دیگر را فشرد و پس از طی سه کیلومتر راه به خانه خود که در بالا دست مرکز نمایندگی بود بازگشت.

    * حمله جوانان گرسنه سرخ‌پوست به مزرعه سفیدپوستان

    پاسی از شب گذشته، زاغچه از صداهای مختلف از خواب پرید و دید که عده زیادی از سانتی‌ها به خانه‌اش ریخته‌اند. در میان همه آن‌ صداها صدای «شاکوپی» را شناخت. حتما اتفاقی بسیار مهم پیش آمده بود. در واقع «شاکوپی»، «مانکاتو»، «بطری سحرآمیز» و «عقاب بزرگ» همه آنجا بودند و می‌گفتند که «واباشا» بزودی خواهد آمد تا یک شورای قبیله‌ای تشکیل دهند.
    چهار جوان از طایفه «شاکوپی» که کاملا گرسنه بودند بعدازظهر همین روز آفتابی برای شکار در جنگل‌های بزرگ از رودخانه عبور کرده بودند و در همانجا بود که اتفاق بسیار ناگواری افتاده بود. «عقاب بزرگ» ماجرا را بدین گونه شرح داد: «وقتی جوان‌ها به جلو محوطه مزرعه‌ای از آن مهاجران سفیدپوست می‌رسند لانه مرغی می‌یابند که چند تخم مرغ در آن بوده است. یکی از ایشان می‌خواسته است تخم مرغ‌ها را بردارد ولی جوان دیگر در صدد ممانعت برمی‌آید و می‌گفت: دست نزن! این تخم‌مرغ‌ها به سفیدپوستان تعلق دارد؛ ممکن است دچار دردسر بشویم. جوان اول خشمگین می‌شود چون بسیار گرسنه بود و دلش می‌خواسته است تخم مرغ‌ها را بخورد. از فرط غیظ تخم مرغ‌ها را بر زمین می‌کوبد و به رفیقش می‌توپد که «تو آدم بزدل و ترسویی هستی و از سفیدپوستها می‌ترسی! تو آنقدر بی‌غیرتی که در گرسنگی هم جرأت نداری یک تخم مرغ از مال سفیدپوست‌ها برداری و بخوری تا از گرسنگی نمیری! بلی، تو بی‌غیرتی و من این را به همه افراد قبیله می‌گویم. رفیقش که سخت ناراحت می‌شود در جواب می‌گوید: نه، نه، من بی‌غیرت نیست و از آدم‌های سفیدپوست هم نمی‌ترسم و برای اینکه به تو ثابت کنم که بزدل نیستم همین الان داخل این خانه می‌شوم و صاحب آن را می‌کشم. آیا تو آنقدر جرأت داری که با من بیایی؟ اولی که به رفیقش گفته بود بی‌غیرت، جواب می‌دهد: بله که می‌آیم و خواهیم دید که کدام یک از ما دو تن شجاع‌تریم. دو رفیق دیگرشان هم وارد معرکه می‌شوند و می‌گویند: ما نیز همراه شما می‌آییم و شجاعت خود را نشان می‌دهیم. آن وقت، چهار جوان وارد خانه مرد سفیدپوست می‌شوند، اما صاحبخانه که سخت وحشت می‌کند به خانه همسایه پناه می‌برد. در آن خانه مردان و زنان سفیدپوست دیگری هم بوده‌اند. چهار جوان سرخ پوست صاحبخانه را تعقیب می‌کنند و سه مرد و دو زن را می‌کشند. بعد، اسب‌های متعلق به مزرعه دیگری را به یک گاری می‌بندند و به تاخ به اردوگاه طایفه «شاکوپی» برمی‌گردند و آنجا دسته گلی را که به آب داده بودند با آب و تاب نقل می‌کنند.» 

    * تنبیه کردن همه سرخ‌پوستان به قصاص جنایت یک یا چند نفر توسط سفیدپوستان

    زاغچه پس از آن ماجرای این آدمکشی را به دقت گوش کرد چهار جوان را سخت مورد نکوهش و سرزنش قرار داد، سپس به لحنی تمسخرآمیز از «شاکوپی» و دیگر بزرگان قوم پرسید که چرا به سراغ او آمده و تشکیل شورا را از او می‌خواهند درحالی که قبلا «مرغ ماهیخوار» را به عنوان رئیس و سخنگوی خود برگزیده‌اند. بزرگان قوم به او اطمینان دادند که او همواره رئیس قبیله و فرمانده جنگی ایشان بوده است. اکنون همه از او می‌ترسیدند که پس از این کشتار حتی یک نفر از افراد قبیله سانتی از تیر انتقام سفیدپوستان در امان نماند. تنبیه کردن همه سرخ‌پوستان به قصاص جنایت یک یا چند نفر شیوه عادی سفیدپوستان بود. باری، عقیده بزرگان قوم بر این بود که افراد قبیله سانتی به جای اینکه منتظر بمانند تا سربازان بیایند و ایشان را بکشند خود پیشدستی کنند و به جنگ ایشان بروند و می‌گفتند در این فرصت که سفیدپوستان شمال و جنوب در حال جنگ با هم بسر می‌برند صلاح در این است که حمله به ایشان همین حالا صورت بگیرد.
    زاغچه چنین استدلالی را رد کرد و گفت که سفیدپوستان بسیار قوی هستند، با اینهمه تصدیق کرد که مهاجرنشینان سفیدپوست انتقام بیرحمانه‌ای از ایشان خواهند گرفت چون در میان قربانیان این فاجعه چند زن بی‌دفاع بوده‌اند. پسر زاغچه که در آن مجلس حاضر بود بعدها تعریف کرد که پدرش قیافه وحشت‌زده‌ای پیدا کرد و دانه‌های درشت عرق بر پیشانیش نشسته بود.
    در پایان جلسه،‌ یکی از جوانان سلحشور قبیله فریاد برآورد که: «چتون واکامان» (زاغچه) بی‌غیرت است! بزدل و ترسو است!

    * سفیدپوستان در تدارک برای گرفتن انتقامی سخت از سرخ‌پوستان

    «بی‌غیرت بزدل» عنوانی بود که جوان سرخ‌پوست را به کشتار تحریک کرده بود، توهینی بود که به آن جوان شده بود، وقتی با وجود گرسنگی ترسیده بود تخم‌مرغ‌های مرد سفیدپوست را بردارد. «بی‌غیرت بزدل» کلماتی بود که یک رئیس قبیله، آن هم قبیله سیوکس‌،‌ ولو اینکه تا حدی با رویه متمدنانه سفیدپوستان آشنایی داشت، نمی‌توانست سرسری بگیرد. 
    جواب زاغچه (آنطور که پسرش بعدها تعریف کرد) چنین بود: «چتون واکاوامانی» بی‌غیرت و بزدل نیست و دیوانه هم نیست. او کی هرگز از جلو دشمنانش گریخته است؟ کسی هرگز یاران همرزمش را در میدان جنگ بجا گذاشته و به چادر خود بازگشته است؟ اگر هم وقتی پشت به دشمن کرده برای این بوده که به دنبال شما که در حال فرار بوده‌اید بیاید و عقبه شما را بوپاشند، همچنانکه ماده گرگ به هنگام خطر به دنبال بچه‌هایش می‌دود و سپر بلای ایشان می‌شود. آیا او پوست از کله دشمنانش نکنده و به یادگار نگاه نداشته است؟ به پرهای سرش که نشانه افتخارات جنگی است نگاه کنید! به کله‌های پوست کنده دشمنانتان نگاه کنید که به در کلبه او آویخته است! آیا بعد از همه این حرف‌ها باز او را بزدل و بی‌غیرت می‌خوانید؟ نه، نه، زاغچه بزدل نیست و دیوانه هم نیست. شما ای دلاوران من، به بچه‌های کوچک می‌مانید و هیچ نمی‌دانید چه می‌کنید. شما از آن آب شیطانی که مشروب محبوب سفیدپوستان است مستید. شما به سگ‌هایی می‌مانید که به ماه پارس می‌کنند و برای آنکه سایه خود را بگیرند به دور خود می‌چرخند. ما امروز بجز مشتی گاوان وحشی پراکنده نیستیم و آن گله‌های عظیم که سابقا چمنزارها را لگدکوب می‌کردند دیگر وجود ندارند. گوش کنید! سفیدپوستان مثل مور و ملخند که به صورت ابرهای انبوه می‌آیند و همچون توفان برف زمین و آسمان را می‌پوشانند. شما بر فرض بتوانید یکی را بکشید، دو تا را... ده تا را، ولی تعداد آنها به اندازه برگ‌های جنگل است و این هیچ تاثیری در آنها نخواهد داشت. شما یکی یا دو یا ده تن از ایشان را کشتید، ده برابر آنچه بودند برای کشتن شما باز خواهند آمد. شما وقتی انگشتان هر دو دستتان را در روز بشمارید چقدر طول می‌کشد؟ سفیدپوستان بسیار زودتر از آنکه شمارش شما تمام بشود با اسلحه‌های مخوف خود خواهند رسید.
    «این راست است که ایشان هم اکنون با هم و دور از اینجا، درجنگند. آیا شما صدای غرش رعد‌آسای توپ‌های ایشان را می‌شنوید؟ نه، و شما باید دو ماه راه بروید تا به آنجا برسید که آنها با هم جنگ می‌کنند و در عرض راه، همه جا آنقدر سرباز سفیدپوست خواهید دید که باتلاق‌های ما آنقدر علف ندارند. بلی، ایشان با هم درجنگند ولی اگر شما اول بار به ایشان حمله کنید همه رو به شما برخواهند گشت و شما را با زنهاتان و بچه‌هاتان خواهند بلعید، درست همانطور که ملخ‌ها به درختان حمله می‌کنند و همه برگ‌های آنها را یک روزه می‌بلعند.

    * سال‌ها فریب و سرخوردگی تحت سلطه سفیدپوستان

    «شما دیوانه‌اید. شما قادر نیستید چهره رئیس خود را ببینید چون نگاهتان مغشوش است؛ شما از شنیدن صدای او عاجزید چون گوشهایتان گرفته است. شما عزیزان من، به بچه‌های کوچک می‌مانید... آری، شما دیوانه‌اید. شما مثل خرگوش‌هایی خواهید مرد که گرگان درنده در ماه سرد ژانویه شکار می‌کنند.
    «با این همه، چتون واکاومانی بزدل و بی‌غیرت نیست و حاضر است با شما بمیرد.»
    پس از زاغچه، «عقاب بزرگ» به هواداری از صلح حرف زد ولی حاضران مجلس با داد و فریاد خاموشش کردند. سال‌ها فریب و سرخوردگی تحت سلطه سفیدپوستان، پیمان‌های نقض شده، از دست رفتن شکارگاه‌ها، وعده‌های وفا نشده، مقرر بهای سالانه وصول نشده، نیاز به اجناس خواربار در حالی که انبارها مملو از مواد خوراکی بودند، حرف‌های توهین‌آمیز آندرو مایریک و هزاران دق دلی دیگر بر واقعه کشتار مهاجران سفیدپوست پرده کشیده بود.
    زاغچه قاصدانی به قسمت بالادست رودخانه فرستاد و به اقوام «واهپتون» و «سیستون» پیغام داد که در جنگی که در پیش است به ایشان ملحق شوند. زنها که از همهمه و هیجان به خود آمده بودند شروع به ساختن گلوله کردند و جنگجویان به پاک کردن تفنگ‌های خود پرداختند.
    «عقاب بزرگ» بعدها چنین نقل کرد: «زاغچه دستور داد تا فردای آن روز صبح زود به مرکز بخش حمله کنند و همه سوداگران را بکشند. فردای آن روز، صبح، به مرکز بخش حمله کنند و همه سوداگران را بکشند.  فردای آن روز، صبح، وقتی قبیله آماده حمله به مرکز بخش شد من نیز همراه عده رفتم، اما من طایفه خود را نبردم و در کشتا شرکت نکردم. من فقط از آن جهت با ایشان رفتم تا جان دو تن از دوستان صمیمی خود را نجات بدهم، و گمان می‌کنم که دیگران نیز به همین دلیل در حمله شرکت کرده بودند، چون تقریبا سرخ‌پوستی یک دوست صمیمی داشت که نمی‌خواست بمیرد و پروای دوستان کسان دیگر را نداشت. بعلاوه، وقتی من رسیدم کشتار عملا تمام شده بود. زاغچه در محل بود و عملیات را رهبری می‌کرد... آقای آندرومابریک، سوداگری که زن سرخ‌پوست داشت و در آن هنگام که چند سرخ‌پوست گرسنه برای خرید آذوقه به او مراجعه کرده بودند و او جنس به نسیه نداده و به ایشان گفته بود: شما بروید علف بخورید یا ...! اکنون مرده و دراز به دراز روی زمین افتاده بود و دهانش را پر از علف کرده بودند و سرخ‌پوستان به لحنی تمسخرآمیز می‌گفتند: حالا خود مایریک دارد علف می‌خورد!»

    * حمله سانتی‌ها به یک واحد نظامی

    باری، سانتی‌ها بیست مرد را کشتند و ده زن و کودک را اسیر کردند، انبارها را غارت کردند و به ساختمان‌های دیگر آتش زدند. چهل و هفت نفری از سکنه که زنده مانده بودند (بعضی از ایشان با وساطت دوستان سرخ‌پوستان جان بدر برده بودند) پا به فرار گذاشتند، از رودخانه گذشتند و به دژ «ریجلی» واقع در 25 کیلومتری پائین دست رودخانه پناه بردند.
    این بازماندگان، بر سر راه خود به دژ «ریجلی» به یک واحد نظامی مرکب از چهل و پنج سرباز برخوردند که به کمک کارمندان دولتی مرکز بخش می‌رفتند. پدر روحانی، هینمن کشیش که شب قبل موعظه کرده و موعظه‌ او را زاغچه برای آخرین بار در عمرش شنیده بود به سربازان توصیه کرد که برگردند. فرمانده ایشان، «جان مارش» از قبول توصیه کشیش ابا کرد و لاجرم در دام جنگجویان سانتی افتاد. تنها بیست و چهار تن از سربازان او توانستند از مهلکه بگریزند و به دژ «یجلی» بازگردند.
    زاغچه که از این پیروزی‌های مقدماتی شیر شده بود تصمیم گرفت به خود دژ حمله کند. در خلال این اوقات «واباشا» و مردان او نیز رسیده و به ایشان ملحق شده بودند. بر گروه «مانکاتو» تعداد زیادی جنگجو افزوده شده بود و متحدان تازه‌ای نیز که همه از بخش اصلی آمده بودند در راه به مهاجمان پیوستند. دیگر «عقاب بزرگ» نمی‌توانست بی‌طرف بماند زیرا قومش در حال جنگ بود.
    شب هنگام، همه این رؤسا با صدها جنگجوی سانتی از دره مینسوتا سرازیر شدند و فردای آن شب که 19 ماه اوت بود، در نخستین تابش سپیده، شروع به تجمع بر چمنزار واقع در مغرب دژ کردند. یکی از جنگجویان به نام «برق وحشی» بعدها چنین نقل کرد:
    «جوان‌ها بیش از همه برای جنگ بیتابی از خود نشان می‌دادند. ما همه به شیوه جنگجویان سروصورت خود را نقاشی کرده بودیم. همه لنگ بسته و زنگال به پا کرده و شال درازی به کمر بسته بودیم که غذا و مهمات خود را در آن جا داده بودیم.»
    چند تن از جوانان بی‌تجربه همینکه چشمشان به ساختمان‌های سنگی و محکم دژ و به سربازان مسلح نگهبان آن افتاد خیلی زود نسبت به پیروزی خود تغییر عقیده دادند. اینان بر سر راه خود از نمایندگی فرعی بخش به اینجا، چشم به ده آبادی واقع در نزدیکی «کاتن وود» دوخته بودند که «نوول اولم» نام داشت و لاف زنان ادعا کرده بودند که خواهند توانست بی هیچ دردسر و مزاحمتی آنجا را غارت کنند. این ده که در آن سوی رودخانه بود مغازه‌های متعدد و پر از اجناس داشت و هیچ سربازی هم در آنجا نبود. می‌گفتند چرا نرویم و آنجا را غارت نکنیم؟ زاغچه به ایشان تذکر داد که قبیله سانتی در حال جنگ است و برای حصول پیروزی بهتر این است که اول به سربازان حمله کنند چه اگر بتوانند سربازان را از دره بیرون برانند تمام مهاجران سفیدپوست به دنبال ایشان خواهند گریخت و گرنه از کشتن چند سفیدپوست در قریه «نوول اولم» قبیله سانتی طرفی برنخواهند بست.

    ادامه دارد...
    انتهای پیام/ی



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900630000824

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    یک فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان درگفت‌وگو با فارس:
    میگرن، عامل 75 درصد سردردها در کودکان است

    خبرگزاری فارس: عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: میگرن عامل 75 درصد سردردها در کودکان است.

    خبرگزاری فارس: میگرن، عامل 75 درصد سردردها در کودکان است

    زرین‌تاج کیهانی‌دوست در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» سردرد را یک علامت شایع در طب کودکان و نوجوانان و یکی از علل شایع مراجعه به درمانگاه عمومی و اعصاب کودکان دانست و گفت: سردردهای راجعه همیشه نگرانی والدین در مورد ضایعات فضاگیر مغز را به دنبال دارد.

    این فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان تصریح کرد: در مطالعه‌ای که بر روی تمام کودکان مراجعه کننده به درمانگاه مغز و اعصاب کودکان بیمارستان امام با شکایت اصلی سردرد انجام دادیم، علل سردرد در 75 درصد بیماران میگرن و در بقیه بیماران فقر آهن و سینوزیت بود.

    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود: با وجود اینکه بیشترین علت سردردهای راجعه بیماران اغلب میگرن نامیده شده، به نظر می رسد که باید بعد از رد سایر علل سردرد از جمله عفونت، عیب انکساری، کم خونی فقر آهن و تشنج نسبی به میگرن رسید و عوامل متعدد را رد کرد.

    وی تأکید کرد: ضرورت دارد که سردرد راجعه در درمانگاه عمومی، مغز و اعصاب کودکان و حتی روانپزشکی کودکان به طور جدا بررسی شده و مورد توجه قرار گیرد تا علل سردرد به خوبی ارزیابی شوند.

    به گزارش توانا، سردردهای راجعه سردردهایی هستند که هر از چندگاهی به سراغ بیمار می‌آیند سپس بهبود می‌یابند و بعد از مدتی دوباره تکرار می‌شوند.
    انتهای پیام/



    منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900730000492

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :35
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :